سلام
اميدوارم كه حال همگيتون خوب باشه
امروز قصد به روز كردن وبلاگم رو نداشتم
اما مجبور شدم
مگه اين فروشنده هاي با انصاف ميذارن ما راحت باشيم
امروز بعد از چند ماه و اندي بايكي از دوستان واسه خريد لباس به يكي از پاساژهاي شهر مراجعه كردم
باور كنيد وقتي قيمت هاي نجومي مغازه ها رو ميديدم داشتم شاخ در مياوردم(سعي ميكنم يه عكس شاخ دار از خودم بذارم تا باور كنيد)
كلي با خودم كلنجار رفتم تا بالاخره راضي شدم كه وارد مغازه يكي از اين فروشنده هاي با انصاف بشم
مثل آدماي پولدار شروع كردم به ديدن جنساي خوب مغازه و از فروشنده خواهش كردم كه جنساي بنجل ش رو نياره
فروشنده هرچي داشت رو كرد و شروع كرد به توضيح دادن
اولي جديد ترين جنس مغازه دار بود و لنگه ش تو دنيا پيدا نميشد
دومي بهترين جنسش بود و تا حالا 3 سري آورده و به خاطر استقبال هموطناش مجددا از همون جنس آورده بود
سومي به درد نميخورد،ايراني بود
چهارمي چيني بود ولي جنس درجه يك
پنجمي...
شش..
..
.
خلاصه تا تونست جنساي خوبشو واسه ما رو كرد!
بالاخره از بين تمام جنساش يكيش باب ميل ما واقع شد و پُرُوِش كرديم
خوب!
تو تن هم كه خوب واي ميساد
حالا ميرسيد جاي غم انگيز ماجرا
پول مفتي كه بايد از جيب مبارك در ميومد و ميرفت تو جيب آقاي فروشنده
بقيه ي ماجرا رو با ديالوگ هاي من و فروشنده بخونيد.
- آقا دستتون درد نكنه، چقد بايد تقديم كنيم
- لطف داريد، چقد بايد تقديم كنيم
- چون شماييد و فلان نسبت رو باهم داريم و بچه محل هستيد و صد تا نسبت ديگه با من داريد 52000تومن
البته قابل شما رو هم نداره
- [در حالي كه چشمام از تعجب هشت تا شده] مگه چه خبره، خيلي گرونه، من نميتونم اينقد پول بدم.
- جنسش اصله، باور كنيد گرون نگفتم
- اول شما قيمتتون رو مشخص كنيد
- شما بشماريد ببينم كرمتون چقدره
- آقا من ميتونم 35000 تومن تقديم كنم، بيشتر هم ندارم
- اينطوري مايه كاريه، يعني شما نميخواي سود بدي، باور كن چيزي واسه ما نميمونه
سرتونو درد نيارم
با كلي بحث و گفتگو(چك و چونه) بالاخره فروشنده راضي شد،پيشنهاد ما رو قبول كنه، پول رو شمردم و تقديم فروشنده ي با انصاف قصه كردم.
حالا خودتون با يه حساب سر انگشتي متوجه ميشيد كه اين قشر زحمت كش چقد با انصاف هستن
اگه قيمت ايشون رو منهاي پولي كه ما بهش داديم كنيد، ميبينيد كه 17000 تومن فروشنده زياد رو جنسش كشيده، و وقتي كه يك قلم از اجناس اينقد تخفيف داشته باشه مسلما سودي هم واسه اين جنس وجود داشته كه فروشنده راضي به فروشش شده، من حداقل سودي كه فروشنده بابت فروش اين قلم به ما برد رو 7000 تومن در نظر ميگيرم،"دقت كنيد كه فقط براي يك قلم كالا"
حالا اگه اين فروشنده روزانه(حداقل)15 تا هم بفروشه ميشه و تمام خريدار هاش هم مثل من پر چونه باشن فقط (7000*15)105000تومن سود خالص اين شخص خواهد بود، اگه كرايه مغازه دوستمون هم ماهي يك ميليون باشه و روند درآمدي در طي ماه ثابت باشه 1000000-(105000*30)ميشه حداقل 2150000تومن سود خالص اين مغازه ها
اين در حاليه كه حداقل حقوق كارگرا تو كشور ما حدود 264000 تومنه و با اضافه كاري احتمالا هر كارگر بتونه ماهانه 500000 تومن درآمد داشته باشه
بعد از تمام قصه پردازي ها و محاسبات از فروشندگان گرامي(بالاخص فروشنده هاي كالاهاي ضروري مثل پوشاك) تقاضا ميكنم يه كم!فقط يه كم انصاف داشته باشن